۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

شرایط بحرانی ولایت سید علی در آستانه روز قدس


در مطلب پیشین، پیش بینی کرده بودم که توافق هایی در پس پرده بین خامنه ای و هاشمی شکل گرفته است، رخدادهای یک هفته گذشته، درستی پیش بینی نگارنده را اثبات کرد. مراسم افطاری سید علی و حضور هاشمی و سید حسن خمینی در آن، سخنان خامنه ای در آن و صحبت از لزوم برگشت منتقدان، سخنان صدیقی در نماز جمعه تهران و حکم قاضی مرتضوی و در آخرین مورد انتقاد خامنه ای از روند کند رسیدگی به پرونده حمله به کوی دانشگاه در دیدار دانشجویان بسیجی با وی همه نشان هایی محکم از آن چیزی است که پیش بینی شده بود. هنوز مشخص نیست که این زد و بند هاشمی و اصولگرایان سنتی با خامنه سر چه چیزهایی بوده است. فقط انچه مشخص است رهبران جنبش سبز وقعی به این توافقات ننهاده اند و همچنان سر خواست های مردم ایستاده اند.
اما انچه در این میان اهمیت میابد، تحرکات آینده جنبش سبز و نحوه تصمیم گیری سران جنبش و مردم میباشد. ظواهر امور نشان میدهد که حکومت شدیدا از تظاهرات روز قدس میترسد. شرایط داخلی و خارجی به نحوی است که اگر یک تظاهراتی شبیه انچه پارسال رخ داد، شکل بگیرد، احتمال فروپاشی کلیت رژیم وجود خواهد داشت. زیرا اختلافات داخلی به حد بسیار بحرانی رسیده است و اگر سران جنبش این توافق های رخ داده را قبول ننمایند، هر روز اختلافات  در اردوگاه نیروهای رژیم بیشتر زبانه خواهد کشید. انچه تحولات این یکسال نشان داد این بود که این رژیم به هیچ روی نخواهد توانست این جنبش را فرونشاند. و از روزی که دقیقا به دلیل حکومت نظامی توانستند آرامش نسبی در تهران حاکم کنند، تازه نشانه ها و اثرات یکسال مقاومت مردم را در ریزش شدید نیروها و اختلافات بوجود امده بین ارکان قدرت خود شاهد شدند. و این در حالی بود که سید علی قمار را باخته بود، چون دولت سپاهی احمدی نژاد در عین بی عرضگی در اداره امور، نشان داد که باهیچ چیز ارضا نمیشود و در شرایط مقتضی، خود صندلی سید علی را پایین خواهد کشید.
به هر روی، روز قدس امسال، نزدیک تری آزمون برای تخمین برآیند نیروها در صحنه روز ایران است و نگارنده اعتقاد دارد که در صورت حضور مردم و تبت حماسه ای دیگر، کلیت رژیم که تنها متکی بر نیروی نظامی است، فرو خواهد ریخت. حتی دیگر روحیه سرکوب بین نیروهای سرکوب وجود ندارد و اگر بخش تندرو سپاه بخواهد به کشتار مردم شبیه آنچه در عاشورا رخ داد، اقدام نماید، احتمال کودتای داخلی بین نیروهای ناراضی سپاه و ارتش بسیار بالاست. شرایط برای رژیم بحرانی است. آنچه این روزها در جهان بر سر حکومت ایران میرود، بی تاثیر در شرایط نیست. تحریم ها تیر خلاصی بوده است بر حکومت ساندیس خوران. بحران عدم صادرات بنزین هرچند هنوز واقعیت کامل نیافته است، اما آنچه در همین مدت کوتاه بروز داده است، رژیم را به وحشت برده است. این در حالی است که ابرهای جنگ هر روز بیشتر در آسمان پاستور رصد میشوند. باید منتظر ماند و دید که این بار نیز مردم حماسه خواهند آفرید؟ و آیا مردم ایران که در این یکسال فقط هوش و شعور از خود بروز داده اند، از این فرصت طلایی استفاده خواهند کرد؟

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

مسعود خاتمی، نوکر کودتاچیان را بشناسید

شخصی که تصویرش را میبینید،مسعود خاتمی نام دارد. تصویر دست چپ، او را در همایش ایرانیان خارج از کشور، که تماما مزدوران کودتاچی بوده اند که برای دست بوسی احمدی نژاد به تهران آمده اند، نشان میدهد و تصویر سمت راست، او را در کنار همسر جورج بوش نشان میدهد. 
در مورد این آدم، نکته جالب آن است که املای فامیلی خود را طوری مینویسد که با املای محمد خاتمی تفاوت داشته باشد تا به هر نحو ارتباط خود را با ایران تکذیب نماید. ایشان بطور مداوم مهمانی های مجلل با حضور اشخاص معروف سیاسی آمریکا برگزار مینماید. 
جالب است بدانید که چند وقت پیش خبری از وی مبنی بر  دست بوسی احمدی نژاد پخش گردیده بود، که ایشان شدیدا منکر شده بودند. اما این سند دیگر جای انکار ندارد


۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

آیا پروژه عزل احمدی نژاد کلید خورده است؟


در آخرين مطلب تحليلي بر اوضاع سياسي روز ايران، پيش بيني کرده بودم که به زودي شاهد درگيري باند احمدي نژاد و هاشمي خواهيم بود. آن زمان برداشتم اين گونه بود که خامنه اي که تقريبا تنها مانده است، ترجيحش آن است که همچنان به سپاه تکيه نمايد. اما به هر روي تحولات مهم بعدي خامنه اي را محتاط تر نمود و ترجيح داد با ريش سفيدي، قضيه دانشگاه آزاد را فعلا مسکوت بگذارد. پس از موضع گيري هاي سرشناسان حوزه در دفاع از سيد حسن خميني، که بطور آشکار پيام مخالفت با خامنه اي بود، خامنه اي شرايط بحراني را درک کرده بود، اما اعتصاب بازار نيز به کل توازن قوا را نفع نيرهاي سنتي جمهوري اسلامي تغيير داد. مشخص بود که بدنه اصلي راست گرايان جمهوري اسلامي، به طور کامل خود و سرنوشتشان را از خامنه اي جدا کرده اند و براي رويارويي با احمدي نژاد آماده ميشوند، و تعبير قبلي نگارنده که سيد علي مانده و حوض پر از خون جوانان، به واقعيت پيوست. در همين گير و دار، واکنش هاي هماهنگ و تند جامعه جهاني، تير اخر را بر بدنه نيروهاي پيرو خامنه اي فرود آورد. تحريم ها گسترده اي که فکرش را نميکردند و موضع گيري هاي روسيه، براي بسياري از سپاهيان خبر از آينده تاريک و سخت ميداد. تحولات دروني و بيروني، به خصوص فضاي جنگي که بطور ناگهاني رو به تزايد گذاشت، سبب انشقاق در درون سپاه شده است. و موضع گيري سردار جعفري نشان از دعواهاي داخلي درون سپاه دارد. ديگر سيد علي حتي به سپاه نيز نميتواند دل ببندد. حوزه و بازار در برابرش ايستاده اند، نيروي سرکوب دو تيکه شده است و اگر شرايط يکسال گذشته ادامه يابد، احتمال وقوع کودتايي درون سپاه وجود دارد. قدرت هاي خارجي مثل روسيه و چين پشت کشور را خالي کرده اند، سفير کشور تازه تاسيس امارات نيز ابايي از عربده کشي و صحبت از حمله نظامي به ايران را ندارد. مجموعه شرايط همه به ضرر سيد علي است و مجلس نيز نشان داد که ديگر همان مجلس لال ها و مسخ شدگان سابق نيست. 
در اين شرايط استفتاي سيد خامنه اي که در سايتش منتشر شد، با بازخورد بسيار جالبي در جامعه رو برو گشت. اکثريت مخالفان به استهزا آن پرداختند و حاميان و دوستان ديروز نيز، تلاشي در جهت دفاع از آن نکردند. حذف استفتا از وبگاه رهبر جمهوري اسلامي خود بزرگترين نشان ضعف و زبوني سيد علي داشت. 
اما گويا در آن لحظات، معاملاتي شکل گرفت و سيد علي که به ورشکسته سياسي بيشتر ميمانست، ترجيح داد که بطور کل موقعيتش را تغيير دهد شايد بتواند حداقل آرامش نسبي براي بيت و تاج و تختش برگرداند. نگارنده اعتقاد بر آن دارد که در آن شرايط و موقعيت توافقاتي بين خامنه اي، هاشمي و اصولگرايان سنتي شکل گرفته است و نشان آن را حمايت سايت هاي منتسب و نزديک به هاشمي از استفتا خامنه اي و فتواي وي ميداند. پس از سه چهار هتفه سکوت، يکباره سايت هاي آفتاب نيوز و فردا نيوز شروع به حمايت از خامنه اي کردند. مکارم شيرازي تازه يادش آمد که چنين اتفاقاتي رخ داده و از واجب الاطاعت بودن خامنه اي سخن راند.
ابعاد اين توافق چندان مشخص نيست، و اين که موارد مورد معامله کدام بوده اند. اما نگاهي به تحولات يک هفته اخير تا حدي ميتواند ما را به تخمين آنچه مورد توافق قرار گرفته است نزديک نمايد. درگيري هاي لفظي لاريجاني و تهديد هاي وي نسبت به استفاده از اختيارات قانوني مجلس و حتي ابلاغ مستقيم مصوبات، نشان ميدهد که بازي از زمين مجلس دنبال خواهد شد.
سخنان احمدي نژاد مبني بر وجود طرح هايي براي ترور وي و  خبر بمب گذاري در مسير عبور احمدي نژاد  که يک روز پس از آن سخنان، رخ داد و اين که اين خبر پس از چند ساعت توسط خود سايت هاي اصولگرا تکذيب شد، نشان از وجود طرح هايي از سمت حاميان احمدي نژاد  براي بر هم زدن اين توافق ها دارد. آنان نيز فهميده اند که امروز همه عليه آنان هستند.
سخنان ديروز مصباح يزدي نيز جز اين سناريو، در سناريو ديگري قابل ترجمه نيست و خبر از نگراني وي از زد و بندهاي پشت پرده دارد و اين که وي نيز دريافته است که ارزشي هاي سابق و اصولگرايان سنتي، امروز متحدند و خامنه اي نيز بدان ها نزديک شده است و هر آن احتمال سقوط دولت امام زماني وي وجود دارد.
سايت هاشمي رفسنجاني نيز در يک اقدامي که هماهنگ با اين سناريو به نظر مي آيد اقدام به انتشار خاطراتي از عزل بني صدر کرده است وتيتر مطلب خود گوياي همه چيز است:
نگارنده قويا اعتقاد دارد که طرح عزل احمدي نژاد مورد توافق بخش عظيمي از اصولگرايان شده است و خامنه اي که تاج و تختش را در خطر ميبيند، چاره اي جز تن دادن به آن نداشته و ندارد.
اما سئوالي که براي نگارنده هنوز حل نشده است، اين است که آيا بخش حاميان احمدي نژاد در سپاه خاموش خواهند نشست؟ و يا نقشه هايي در سر دارند، که بخواهند عملياتي کنند؟! و در صورت باخت کاملشان، دست به ترور شخصيت ها نخواهند زد؟ و يا يک جنگ  پيش دستانه را شروع نخواهند کرد تا در سايه يک جنگ خارجي، نه الزاما در ايران که ميتواند جنگ افروزي در لبنان باشد، بتوانند شرايط بحراني را کنترل و مخالفانشان را حذف کنند؟

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

روایت جدیدی از 18 تیر توسط امیرعباس فخرآور نازل شد

امیرعباس فخرآور، شارلاتان سیاسی، که سابقه شارلاتان بازی هایش زبانزد عام و خاص است در یک حرکت انتحاری و با بی پروایی خاص، با اکانت خویش، تحریف جدیدی از واقعه تاریخی 18 تیر را در صفحه ویکی پیدیای این روز، رقم زد


۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

دیدار با ضحاک


دوست خوبم همايون، پس از ديدار هنرمندان با مقام صغري ولايت شعري در وصف دغل پيشگان سروده 
است که حيف است که آن را نخوانيد



به نام نامي عدل و عدالت
دو صد نفرين به کانون رذالت 
تو که نام هنر بر خود نهادي
بدان در چشم مردم بي‌ سوادي
خدايا بشکن آن دستي‌ که بيعت
کند با قاتل بي‌ رحم ملت
بسان روسپي اين "بايگان" است
هم اينک فحش بر او رايگان است
تو " معصومي" بدان اکنون چو خاري
به چشم مردمي ، عزت نداري
دو صد نفرين به آن مرد دغل باز
"حسيني‌" ‌اي " شهاب"  پست جوساز


برو گم شو تو ‌اي ريشوي دجال
به يادت رودهٔ سگ گشته فعال
خدايا تير در قلبم نشاندند
چگونه " کاردان" را باز راندند
گمانم او ز مردم بود و با ما
ولي‌ اينک نثارش تف به هر جا
ز" جوهر چي"‌  نبوده انتظاري
وجودش چون سگ زرد فراري
تو " لولأيي" بميري ‌اي دغل باز
نبردي بو تو از حکمت ز آغاز
لبانت بوسه چون بر زد به ضحاک
بزودي کودکت خواهد شود خاک


خدايا صد بلا نازل بفرما
به حق آن " لرستاني" به هر جا
تو ‌اي " احمد نجف" ، بي‌ علم و ديني
به زودي کرمها در تن ببيني‌
تو رذلي و شرف از تو فراري
به زودي در توالت جاي داري
الا ‌اي حاضرن پست آن جمع
چگونه خون مردم ميدهد طعم؟ 
ز دنيا و قيامت بي‌  نصيبيد
شريک قاتل پست پليديد
عجب غفلت کنان از ما بريديد
چگونه خشم مردم را نديديد؟ 
به زودي در همانجا حکم رانيم
شما را جزٔ ملئٔونان بدانيم
ولي‌ اينبار بخشش در ميان نيست
تو خائن در خيانت نمره ات  بيست
تو که نام هنر بر خود نهادي
بدان  پيشينه ات بر باد دادي
همايونم ز مردم شعر گويم
برائت از تو پست رذل جويم
تفي بر روي نحس تو چه نيکوست
به ياد ما بماند جهلت‌ اي دوست

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

چه کسی بر شیپور برای جنگ آخر، خواهد دمید؟


تفسير آنچه اين روزها در لايه هاي قدرت حکومت جمهوري اسلامي ميگذرد، از آن روي اهميت ويژه اي دارد که ميتواند تا حدودي دورنمايي از تحولات آينده را قابل پيش بيني سازد. در مطلبي که بابت سخنراني خامنه اي، از خطبه اي به رنگ خون تا خطبه اي به رنگ زرد، در روز 14 خرداد نگاشته بودم، به ايجاد انشقاق بين نيروهاي وفادار به خامنه اي و فاصله گرفتن قسمت اعظم نيروهاي سنتي تر از وي به صراحت اشاره کرده بودم. و ذکر کرده بودم که با افول قدرت خامنه اي، برخي نيروهاي پشت سر وي، ديگر بر منوال پيشين نقش حامي صرف را ايفا نخواهند نمود. و بايد تصميم بگيرند که به کدام جبهه ملحق شوند. نيروهاي منتقد و مخالف يا نيروهاي کودتا. تحولات 14 خرداد و موضع گيري هاي نيروهاي سنتي و بويژه کليت روحانيت و حوزه، خود کاتاليزوري گشت تا اين اختلافات عميق تر گردند. به عبارت ساده تر، آن کنش براي حذف  سيد حسن خميني  با تکانه حرکت بيشتري به کنش گران برگشت خورد. و اين ضربه واکنشي، ترک هاي قدرت را بيش از پيش پهن تر نمود.
نگاهي گذرا به تحولات روز صحنه سياسي ايران، نشان ميدهد که آن واکنش ها تصادفي نبود و گويا يارکشي ها قبل آن انجام شده بود و تيم مخالفان به خوبي چهره هاي سرشناس و منتفذ حوزه را متوجه اوضاع خطرناک کرده بود و آنان نيز قبول خطر کرده و همراه گشته بودند، چون به خوبي دريافته اند که پيروزي کودتاچيان در اين برهه، و انتقال قدرت به آنان مسلم سرنوشتي جز نابودي پايگاه هاي قدرتشان در بر ندارد. يعني بسياري از همان نيروهاي که قبلا ذکر شده بود، ديگر پشت سر خامنه اي گام نخواهند برداشت، بطور کامل از وي جدا شده اند و خوشبختانه به صف مخالفان کودتا پيوسته اند. نوع واکنش هاي اينان نيز بسيار در خور توجه بود و نشان از برخي حقايق پس پرده ميداد. وقتي بسياري سيد حسن را اميد آينده اسلام، روحانيت و نظام ناميدند، تنها اين برداشت قرين به حقيقت  آن خواهد بود که بدانيم که کليت روحانيت، ديگر از خامنه اي گذر کرده است و در بدترين شرايط نيز راضي به انتقال قدرت به شخصي همچون سيد مجتبي خامنه اي و باند مصباحيه حامي وي نخواهد گشت. غرض از برگشت به تاريخ آن بود که نشان داده شود آن واکنش ها بي برنامه نبود و يارکشي هاي اساسي قبل از آن صورت گرفته بود. با اين پيش فرض، به ادامه جريانات خواهيم پرداخت.
قايله دانشگاه آزاد، بلافاصله پس از اين جريان باز به صحنه زور آزمايي طرفين بدل گشت. ولي با اين تفاوت که نشان داد نيروهاي خاموش و حاميان سابق خامنه اي ديگر بر همان روال نخواهند بود. مجلس دوره هشتم، دچار گسست اساسي گشت و اکثريت آن به صحنه گرداني نيروهاي سابقا حامي خامنه اي، مواضع حمايتي از هاشمي گرفتند و اين نشان ميداد که اصولگرايان پس از فعال شدن سرشناسان روحانيت و حوزه و به تبع از آنان، اکراهي از اعلان علني فاصله گرفتن از خامنه اي ندارند. ضربه، بسياري کاري بود و خيمه شکسته ولايت توان زدن داربست هاي موقتي نداشت و خامنه اي توان رويارويي به ائتلاف  تازه تشکيل شده.  اين کش و قوس ها هنوز ادامه دارد که امروز شايعي پخش گرديد که شوراي نگهبان مصوبه مجلس را رد کرده است. اين شايعه تا لحظه نگارش اين متن، از سوي برخي ها تکذيب گرديده است ولي اطلاع دقيقي از صحت يا کذب بودن آن در دسترس نگارنده نيست. و نگارنده اعتقاد دارد که بيشتر پيش دستي نيروهاي کودتا براي سنجيدن ميزان واکنش هاست و خود اين نشاني از ترس آنان از کليد زدن بازي آخر ميباشد.
مسلم آن است که تا زماني که مردم در خيابان ها بودند، مسلما اين ترک هاي قدرت با سرعت زياد دهان نميتوانست باز نمايد. اما پتانسيل اين انشقاق بيشتر و بيشتر ميگشت. اما اکنون که به مدد حکومت نظامي، تا حدي مردم کمتر مجال قدرت نمايي يافته اند، اين انشقاق به مدد انرژي ذخيره شده با سرعت بيشتري در حال تسريع ميباشد و از فاز مخالفت به فاز درگيري عملي کشيده شده است. به هر روي اعتقاد نگارنده بر اين است که با اين پتانسيل و پيش زمينه،  جنگ نهايي شروع شده است.
اين جنگ، جنگي است که بايد برنده و بازنده داشته باشد. چون شاخه هاي منطق و مسامحه را  کودتاچيان بريده اند و ديگر دستاويزي براي طرفين باقي نيست و نشان داده اند که در اسرع وقت تماميت جريان هاي مخالفشان را نابود خواهند کرد. همين رفتار و خلق و خوي، بيشتر سبب اتحاد نيروهاي به کنار رانده شده از قدرت شده است. و امروز جنگ مشروعيت، مقبوليت را با نيروي نظامي شاهديم. و اين وضعيت هيچ گاه نميتواند به شرايط نيمه پايدار برسد وتوازن قوا ايجاد گردد. هر حرکت اشتباهي از طرفين، منجر به باختش خواهد شد. و لاجرم پايان اين بازي، مرگ يکي از طرفين ميباشد.
اما مواضع خامنه اي، از استيصال بيش از پيش وي پرده برميدارد. خامنه اي به خوبي خبر از آن دارد که نميتواند جريان مقابلش را حذف نمايد و ترس از کودتاچيان نيز مزيد بر علت گشته است که توانِی  برای شروع جنگ آخر  نداشته باشد. به هر روي اين بازي مرگ،به زودي کليد خواهد خورد. و گريزي از آن نيست. اما سئوال اساسي آن است که چه نهاد و يا شخصيتي بر شيپور جنگ آخر خواهد دميد؟