۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

گاه سفر آمد، برادر گام بردار؛ همپای جلودار


همپای جلودار در سالگرد کودتای خونین، تظاهرات خواهیم کرد















وقت است تا بار سفر بر باره بندیم
دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
از هر کران، بانک رحیل اید به گوشم
بانک جرس برخاست، وای من، خموشم
دریادلان، راه سفر در پیش دارند
پا در رکاب راهوار خویش دارند
گاه سفر را چاوشان فریاد کردند
منزل به منزل، حال ره را یاد کردند
گاه سفر آمد، نه هنگام درنگ است
چاووش می‌گوید که ما را وقت تنگ است
گاه سفر آمد، برادر! گام بردار
چشم از هوس، از خورد، از آرام بردار
گاه سفر آمد برادر! ره دراز است
پروا مکن، بشتاب همت چاره‌ساز است
گاه سفر شد باره بر دامن برانیم
تا بوسه گاه وادی ایمن برانیم
وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسی جلودار است و نیل اندر میان است
تکریتیان، صد دام در هر گام دارند
راه آشنایان، ره به مقصد می‌سپارند.
شاعر : حمید سبزواری







۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

اگر دین دارید آزاده هم باشید




در اخبار آمده است که دینداران بر چهار دسته اند
1-      حکومتیان و جیره خواران و مزدوران که تکلیف شان مشخص است. آنها آزادگی را خیلی وقت است فروخته اند. دین را هم صرفا دکان کرده اند. امویه وار دین را می دوشند و مردم را مرکب کرده اند. افسوس که گروهی از علما نیز با دستگاه جور رفت و آمدی می یابند و حلقه زر و زور و منبر(تزویر) را تکمیل می کنند. اینها نه دین دارند و نه آزادگی.

2-      آنها که جهل چشمهایشان را کور کرده است و گمان می کنند که حفظ دین اوجب الواجبات است و به هر طریق ممکن باید بیضه دین را حفظ کرد و لذا حکومت ظالم را که داعیه دینداری دارد را حمایت می کنند اینها مشروعیت بخش پایه های حکومت جورند. اینها مرکبی هستند که نه تنها به حکومت جور سواری می دهند بلکه باعث فساد جامعه هستند و  باعث می شوند که  تر و خشک با هم به جور ظالم بسوزند. اینها دین دارند اما آزادگی ندارند. لذا باید گفت اگر دین دارید آزادگی هم داشته باشید.

3-      آنها که یقین دارند ظلمی بزرگ بر این مردم روا داشته می شود و عفریته گریهای دستگاه جور را باور نکرده اند اما بر جور ظالم سکوت کرده اند. از قضا بسیار هم مذهبی هستند و روضه های پرشور امام حسین را پراشک برگزار میکنند و بسیار آرزو می کردند که جزو 72 تن باشند. اما وقتی به مصداق های ظلم می رسند آن هم مصداق هایی به این وضوح، دیگر تشنه شربت شهادت نیستند و ساکت می شوند. گو اینکه حسین را برای گریه و عزا می خواستند.  افسوس که بسیاری از علمای دیندار هم در این گروه می افتند. اینها دین دارند اما غیرت ندارند. به اینها باید گفت اگر دین دارید غیرت هم داشته باشید.

4-      آنها که هم دین دارند، هم آزادگی، و هم غیرت. اینها را جامه سبز سزاوار است و قدمشان بر چشمان جامعه هموار.
  احمد سعیدی

۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

آقای خاتمی! این سخن شما، هم جفا به آزادی است و هم به شعور یک ملت


جناب آقای خاتمی، از خواب بیدار شوید لطفا!!. دیگر با مردم ده سال پیش و زمان اصلاحات یکی از سه سید فاطمی روبرو نیستید. این مردم خیلی تغییر یافته اند، و خیلی دگردیسی ها داشته اند، اما گویا  مواضع شما، همان یک بام و دو هواهای عصر اصلاحات محمد خاتمی هست.
آقای خاتمی حاشیه نمیروم و  از بی وفایی های شما به مردم، دانشجویان، زندانیان، سیاسیون، اهل مطبوعات و غیره  دم نمیزنم، چون گلایه از کسی که همانند ملت دربند ایران، بند تنبانش دست یک مشت سپاهی خاین به این مرز و بوم افتاده، جز حماقت  گلایه کننده،  بازگو کننده چیز دیگری نیست. اما آقای خاتمی، فقط خواهش میکنم، این چند جمله را از یک ایرانی، به عنوان پیام بیدار باش بشنوید.
جفا به مقام رهبری نظام را کسی کرد که بلافاصله به احمدی نژاد پیام تبریک فرستاد، در نماز جمعه معروف، مردم را تهدید به قتل کرد، در زندان هایش به ملت تجاوز کردند، در خیابان ها، به دستورش آدم کشتند و در ناکجا آباد ها به فرمانش آدم سلاخی کردند.
آقای خاتمی اگر نمیتوانید کلام حق را بگویید، حداقل خاموشی پیشه کنید و اعتبار و محبوبیتتان را این چنین به باد ندهید. عبرت بگیرید از سرنوشت کروبی، که چگونه توانست امید ملت شود. شیخی که همه فکر میکردند به اصلاحات ضربه زد( درست یا غلط)، امروز شده است امید ملت ایران برای تغییر. کروبی صدای فریاد زندانیانی شد که فریادرسی برای تجاوزشان نداشتند. کروبی امروز کجا و کروبی 10 سال پیش کجا؟
جناب خاتمی اگر نمیتوانید صدای فریاد ملت ایران باشید، لااقل خاموشی پیشه کنید.باور کنید این برایتان بهتر است تا این که صدای فریاد ملتی را اینگونه سانسور کردن و حمایت کردن از یک جانی و جا زدنش در لباس یک میش.  
آقای خاتمی با رنگ کردن خامنه ای، خود را شزیک جرم ایشان نکنید و بدانید در فردای قیامت بخاطر بره جا زدن این ولایت تجاوز و آدم کشی، حساب سختی باید پس دهید.
  آقای خاتمی میدانم که درشت حرف زده ام، اما باور بفرمایید این درشت گویی عکس العمل و بازخورد منطقی حرف هایتان هست. و در پایان میگویم:
 این سخن شما، هم جفا به آزادی است و هم به شعور یک ملت. لطفا  مبارزه یک ملت را که از جان و ناموسش در این راه هزینه داده با سیاست های شکلات پیچ  در دفاع از ولایت زور و تزویر، تجاوز و زندان، اعدام و قتل عام به گند نکشید


۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

فراخوانی برای حضور مقابل زندان اوین در روز 13 بدر










در روزهای ابتدایی سال، اخبار دلخراشی از داخل زندان ها درمورد وضعیت جسمی برخی از زندانیان سیاسی میرسد. این امر  موجی از نگرانی نسبت به سلامت زندانیان در جامعه برانگیحته است. این درحالی است که بسیاری از زندانیان دربند،  بدون اسم و رسمی در سیاهچاله های حکومت جهل و زور بسر میبرند، و حتی خانواده های نگران آنها نیز کوچکترین اطلاعی نسبت  به وضعیت جسمی دلبندانشان ندارند. با توجه به در پیش بودن روز 13 بدر، روز طبیعت و زندگی، برماست که اگر توانایی آن را داریم با حضور پشت دیوارهای زندان اوین و درکنار خانواده های زندانیان سیاسی، حمایت خود را از آزادی بی قید و شرط این عزیزان داشته باشیم تا بار دیگر پیام زندگی و امید را ندا دهیم.
بدیهی است عزیزانی که امکان حضور در این مراسم را ندارند، میتوانند با بستن نوارهایی سبز به دور عکس عزیزان دربند، یاد آن ها در این روز گرامی بدارند

پی نوشت: 
از تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که با این فراخوان موافق هستند و میخواهند جزو دعوت کنندگان به این گردهمایی باشند: 
لطفا این مطلب را در وبلاگ خود قرار داده، و در بخش نظرات اطلاع دهند، تا به لیست اضافه شوند:






حال بسیاری از زندانیان سیاسی وخیم است، باید کاری کرد، باید به فکر چاره بود


بر اساس اخباری که از هر سو میرسد حال زندانیان سیاسی متعددی وخیم گزارش شده است به نحوی که نیاز فوری به انتقال به بیمارستان، اولین پیش شرط حفظ جان آن هاست. این در حالی است که خبر از وضعیت زندانیان گمنامی که در جای جای ایران در زندان های مخوف رژیم نگهداری میشوند،  نداریم. 
باید کاری کرد، باید به فکر چاره بود. عزیزترین های این ملت را تنها نگذاریم.
ما همه یک پیکریم.

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

عکس العمل ملت ایران در برابر حمله به منزل شیخ را، چهارشنبه سوری در سطح کل کشور خواهید دید

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

چرا چهارشنبه سوری؟



 
ت
تبلیغ حضور پنج شنبه در بهشت زهرا، به نظر من بیشتر یک بحث حاشیه ای است تا غفلت از متن ( چهارشنبه سوری) را سبب شود، بسیاری از ساکنین تهران، قبل از پنج شنبه به مسافرت خواهند رفت . دانشجویان شهرستانی که موتوری محرک برای  بیشتر تجمعات و حرکت ها هستند، در تهران نخواهند بود، و از لحاظ لجستیکی کنترل یک تظاهرات احتمالی در خارج از شهر تهران، به مراتب ساده تر و کم هزینه تر از یک مراسم غیر متمرکز و پخش شده در سطح شهر میباشد. آن هم مراسمی که تمام ساکنین شهر، حتی غیر سبز ها هم در آن شرکت دارند.
در مورد مزایای کثیر تظاهرات محله به محله، به کرات در پست های پیشین اشاره شده است. اما نکته حایز اهمیت آن است که بدانیم که چهارشنبه سوری امسال نه تنها بهترین فرصت برای تمرین این تاکتیک است، بلکه لازم به ذکر است که در صورت موفق بودن این کنش، اهمیت ویژه و مزایای آن برای همگان روشن خواهد شد. و علاوه بر بالا بردن روحیه جمعی سبزها، سنگ بنایی برای تظاهرات محله به محله و منطقه ای خواهد بود که حکومت از آن وحشت دارد. فراموش نکنیم که سرانه  نیروهای سرکوب برای  خیابان ها و کوچه های تهران  به عدد نیم هم نمیرسد. یعنی اگر قرار باشد که در هر کوچه و خیابانی، فقط یک نظامی، مامور سرکوب باشد، به دو برابر نیروهای سرکوب فعلی نیاز است. خود این که یک مامور بتواند اعتراضات یک کوی و یا برزن را سرکوب نمابد، به اندازه کافی مضحک میباشد، که بدانیم مزایای این شب برای ما چیست. این فاکتورها  را هنگامی در کنار این که چهارشنبه سوری، یک آیین ملی است که در تمامی شهرها و روستاهای کشور پاس داشته میشود و حکومت عملا تا به امروز با هیچ کنشی با چنین دایره گسترده گی و نقاط بحرانی با پتانسیل خطر بالا روبرو نبوده است. پس فراموش نکنیم که چهارشنبه سوری، چه قدر برای امتیاز فراوان دارد و به سادگی آن را باکنش های اعتراضی که مشخص نیست از آن چه چیز بیرون کشیده میشود، مبادله ننماییم. به خصوص که جلودار،فرمان برپایی چشنواره نور علیه تاریکی و ظلمت را داده است
پنج شنبه هم، بیشتر کسانی که در بهشت زهرا حضور خواهند داشت، جمعیت سبز ها میباشند. پس بطور طبیعی کنش های اعتراضی شکل خواهد گرفت. برای پنج شنبه اطلاع رسانی را میتوان داشت، اما نباید از چهارشنبه سوری غفلت کرد، ایستگاه اصلی جنبش چهارشنبه سوری است